بلاگ روستای بردیان

بردیان سادات علایی

بلاگ روستای بردیان

بردیان سادات علایی

بلاگ  روستای بردیان

وبسایت وبلاگ روستای بردیان اولین وتنهاترین تارنمای روستا در فضای مجازی است.
از طریق بخش تماس با ما یا کامنت زیر پستها با ما در ارتباط باشید.
منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم.

آخرین نظرات

۱ مطلب با موضوع «نظم ونثر» ثبت شده است

آن روزها که خانه ها درب نداشت!

آن روزها که روستای ما  چراغ جادوی علائ الدین  داشت وگاز طبیعی نداشت                 

آنتن نبود وماهواره ،هیچکس مبایل نداشت

روزی که دهیار نبود  به جز شورا مجلسی نداشت

در پس هر خانه ای زباله دان بود تلی از کود گاو بود  تمام مصالح دیوار  غیر گچ وسنگ نداشت

وخبر ازدسته های دودستگی عزا نبود وهیئتی جز یک مسجد صاحب الزمان عج نداشت

بیگانه نداشتیم جز یکی دوسه مورد که آن هم عیب نداشت

ماشین خط که نبود ،ده ما دوسه تا وانت که جلویش سهم بزرگان بود ، بیشترنداشت

آلان هم که ندارد ،سیستم امنیتی، اما یک چریک به نام شبگردهای پایگاه بیشتر که نداشت

روزی که پوشش زمین (کنجره) بودو پرورش دام مشکل بهداشتی نداشت

روزی که قتل نه ،تبعید نه، ننگ نه ، مشکل عنفی جز گاهی دزدی مرغان نداشت

روزی که شبش از نیمه می گذشت ماشین غریبه اذن عبور تا سر جاده بیشتر نداشت

سقف خانه ها گل بود با ترکیب کاه چند ساعتی بیشتر کار نداشت

تراکتور کم بود آما برای خرمن کسی مشکل کارگر نداشت

روزی که تنور (تاوه )گرم بود وماست مادر بزرگ جز با ظرف (تلی) کار نداشت

بازی ما (کلکله )بود و(گرگری) کرارپشت برم میر رضا ،کسی ps2013 نداشت

angry birds  ،تبلت لمسی  ،کودک ما جز اضافی دستکش بنا برای کنجشک یاسوسکی به نام (گازروک) که کار نداشت

 

سوار الاغ می شدیم آن هم گله ای ،خاک میکرد مثل فیلم های وسترن کسی موتور 150ccنداشت

دنیا کوچک بود در منتهای ذهنم که انگار غیر دهدشت شهر نداشت

بنا دویا سه تا بود آن هم از شفق تا به فلق کار که تایم اداری نداشت

روزی که شبش پر ستاره بود هواپیما گاهی می گذشت تیر چراغ برق بود اما لامپ نداشت

روی سیمانی حیاط قصر سفیدی بود پایه هایش از نی چون حکایتی داشت پشه ،کسی کولر گازی نداشت

آن روزها  کشت (سه دهه) بیشتر بود اما خدا وکیلی کسی مشکل تقسم اراضی نداشت

سطح آموزش مقطع سیکل بود اما دختر راهنمایی ده ما در سر هوای خریدن امپراتوری آلاسکا ی رومی را داشت

آن روزها یادش بخیر...........

 

 

توضیحات زیر رو برای دوستی گداشتم که ظاهرا معنی بعضی کلمات رونفهمیده بود

 

کنجره:نوعی علف خودروی وحشی در حال انقراض البته ار نظر من

تاوه: ظرف پهنی است که روی آن نان می پزندیدند قبلا بیشتر

کلکله وگرگری: بازی های محلی در حال انقراض البته باز هم به نظر من

تلی: همان تیلیت  است

گازروک: اشاره کردم از خوانواده سوسک است اما چندش آور نیست

سه دهه : نوعی گندم هنوز هم می کارن اما اسم علمیشو نمی دونم شاید سیاه دانه شاید ها

اما امپراتوری آلاسگای رومی:منظور بستنی یخی بود که در ظرف روی که ما در گویش محلی به روی میگیم رومی بله این بستنی رو آلسگو می گفتند

 

 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۳
admin